در سالهای اخیر، تنشهای ژئوپلیتیکی در منطقه خاورمیانه، بهویژه بین ایران و اسرائیل، همواره یکی از دغدغههای مهم بازارهای اقتصادی بوده است. یکی از بخشهایی که بهشدت از شرایط جنگی و ناآرامیهای منطقهای تأثیر میپذیرد، بازار مصالح ساختمانی است. این بازار بهدلیل وابستگی به واردات مواد اولیه، نوسانات قیمت ارز، و تأثیرپذیری از سیاستهای اقتصادی، در برابر بحرانهایی مانند جنگ بسیار آسیبپذیر است. در این مقاله، تأثیر احتمالی جنگ ایران و اسرائیل بر صنعت ساختوساز و بهویژه بر بازار عرضه و تقاضای مصالح ساختمانی در ایران بررسی میشود.
در شرایط پرنوسان بازار، فولاد رادمهر با تأمین مطمئن و سریع انواع آهنآلات و میلگرد، همراه مطمئن پروژههای عمرانی شماست کیفیت، تعهد، و تحویل بهموقع.
تأثیر جنگ بر زنجیره تامین مصالح ساختمانی
جنگها معمولاً باعث ایجاد اختلال در زنجیرههای تأمین میشوند. در صورت وقوع جنگ میان ایران و اسرائیل، واردات بسیاری از مواد اولیه مانند کلینکر، برخی افزودنیهای شیمیایی، تجهیزات صنعتی و حتی ماشینآلات ساختمانی ممکن است با مشکلات جدی مواجه شود. تحریمهای اقتصادی جدید، بستن مسیرهای حملونقل و افزایش هزینههای بیمه حملونقل میتوانند به کمبود مواد اولیه و بالا رفتن قیمت تمامشده مصالح منجر شوند.
از سوی دیگر، حملونقل داخلی نیز ممکن است بهدلیل افزایش هزینه سوخت یا ناامنی در جادهها دچار اختلال شود. در نتیجه، توزیع مصالح از کارخانهها به پروژههای ساختمانی در سراسر کشور با تأخیر و افزایش قیمت همراه خواهد بود.
برخی تحلیلها نشان میدهند که تحولات سوریه و سقوط بشار اسد نیز مانند جنگ ایران و اسرائیل میتواند پیامدهای اقتصادی جدی در بازار آهنآلات داشته باشد.
افزایش قیمت مصالح پرکاربرد

تجربههای مشابه در بحرانهایی مانند جنگ اوکراین و روسیه، نشان میدهد که قیمت مصالحی مانند سیمان، میلگرد، آهنآلات، و حتی کاشی و سرامیک، بهسرعت تحت تأثیر ناامنیهای منطقهای افزایش مییابد. درگیری نظامی میتواند نرخ ارز را بالا ببرد و این مسئله مستقیماً بر قیمت مصالح ساختمانی که بخشی از آنها وارداتی است، تأثیر خواهد گذاشت.
همچنین بسیاری از تولیدکنندگان داخلی نیز برای تولید خود به واردات مواد اولیه و تجهیزات وابستهاند. در نتیجه، کاهش واردات و افزایش نرخ ارز میتواند به کاهش تولید داخلی و در نهایت افزایش شدید قیمتها منجر شود.
حتی در نبود جنگ، بازار آهن با موانعی ساختاری مواجه است که مانع از بازگشت رونق میشود. تحلیل کامل این وضعیت را در مقالهی «موانع رونق در بازار آهن زیر سلطه رکود» دنبال کنید.
توقف یا کند شدن پروژههای عمرانی
در شرایط بحرانی مانند جنگ، اولویت دولتها و سرمایهگذاران معمولاً از پروژههای عمرانی به سمت مسائل امنیتی و دفاعی تغییر میکند. پروژههای مسکن ملی، ساختوسازهای دولتی و حتی پروژههای عمرانی خصوصی ممکن است متوقف یا کند شوند. این موضوع باعث کاهش تقاضا برای مصالح در کوتاهمدت و بیثباتی بازار میشود.
علاوه بر آن، نوسانات بازار و نبود چشمانداز مشخص برای آینده باعث میشود سرمایهگذاران در حوزه ساختوساز با تردید عمل کرده و از شروع پروژههای جدید خودداری کنند. این کاهش اعتماد در بازار، یکی از مهمترین پیامدهای غیرمستقیم جنگ است.
برای ساختی مطمئن، از پایه شروع کن؛ خرید میلگرد باکیفیت، تضمین دوام پروژههای عمرانی شماست.
تأثیر روانی جنگ بر بازار مصالح
حتی پیش از آغاز درگیری، صرفاً افزایش تنشها میتواند باعث ایجاد ترس روانی در بازار شود. بسیاری از خریداران، فروشندگان و انبارداران ممکن است اقدام به انبارسازی یا افزایش قیمتهای خودسرانه کنند. همچنین تولیدکنندگان نیز ممکن است تولید خود را کاهش دهند تا از ریسکهای ناشی از نوسانات بازار در امان بمانند.
از سوی دیگر، خریداران عمده نیز ممکن است دست به خریدهای حجیم بزنند تا در صورت افزایش قیمت، با کمبود مواجه نشوند. این رفتارها نهتنها باعث نوسان شدید قیمتها میشود بلکه نظم بازار را نیز بر هم میزند.

فرصتهایی در دل بحران
با وجود تهدیدها، برخی فرصتها نیز ممکن است در دل بحران ایجاد شوند. اگر واردات محدود شود، بازار به سمت تولید داخلی مصالح سوق پیدا میکند. این میتواند باعث رشد واحدهای تولیدی داخلی، افزایش اشتغال و کاهش وابستگی به بازارهای خارجی شود.
در چنین شرایطی، شرکتهایی که زیرساخت تولید داخلی دارند میتوانند با افزایش ظرفیت تولید، نیاز بازار داخلی را تأمین کرده و حتی سودآوری بیشتری داشته باشند. همچنین این موقعیت میتواند به توسعه فناوریهای بومی، تحقیق و توسعه در صنعت مصالح ساختمانی و بهبود کیفیت تولیدات داخلی منجر شود.
از قیمت رقابتی تا ارسال سریع؛ خرید تیرآهن را از جایی انجام دهید که به کیفیت و زمان شما احترام میگذارد.
نقش دولت در کنترل بحرانهای ناشی از جنگ
دولت میتواند با اتخاذ سیاستهایی مانند: تثبیت نرخ ارز، تخصیص ارز ترجیحی برای واردات مواد اولیه حیاتی و حمایت از تولیدکنندگان داخلی، بخشی از اثرات منفی بحران را کاهش دهد. همچنین تنظیم بازار و جلوگیری از احتکار میتواند ثبات نسبی در بازار مصالح ایجاد کند.
نقش رسانههای رسمی و اطلاعرسانی شفاف نیز در این میان اهمیت بالایی دارد. اگر دولت بتواند اطلاعات دقیق، بهموقع و مطمئن در اختیار فعالان بازار قرار دهد، از بسیاری از شایعات و ترسهای غیرضروری در بازار جلوگیری خواهد شد.
یکی از چالشهای اساسی صنعت فولاد، مشکلات مربوط به تأمین برق است که تأثیر قابل توجهی بر تولید و قیمتها دارد؛ برای بررسی جزئیات بیشتر به مقاله «تأثیر قطعی برق بر صنعت فولاد» مراجعه کنید.
نتیجهگیری
گرچه وقوع جنگ ایران و اسرائیل یک سناریوی بحرانی و نگرانکننده است، اما تحلیل آن برای فعالان صنعت ساختمان و فروشندگان مصالح، ضروری است. آمادگی برای شرایط اضطراری، شناخت نقاط آسیبپذیر زنجیره تأمین و شناسایی فرصتهای احتمالی میتواند به کاهش آسیبها و حتی رشد در زمان بحران کمک کند.
مدیریت صحیح بازار، حمایت دولت از تولیدکنندگان، و هوشیاری فعالان اقتصادی میتواند به کاهش اثرات مخرب جنگ کمک کند. در نهایت، آنچه اهمیت دارد، حفظ توازن بین امنیت، تولید داخلی و تأمین نیازهای زیرساختی کشور است.